نظر علي الطالقاني

303

كاشف الأسرار ( فارسى )

نموده كه اگر اهل زمين دوست مىداشتند على را همچنانكه اهل آسمان او را دوست دارند هرآينه خداوند عالم جهنم را خلق نمىكرد . و از اين حديث ظاهر شد كه دوستى آن جناب افضل طاعات است و در اين شكى و شبهه‌اى نيست و اخبار بىنهايت بر اين دلالت مىكند . و ابن عباس مىگويد حضرت سلمان را بعد از فوت او در خواب ديدم در بهشت در قصر بلندى از ياقوت . بعد از بيان مقامات او مىگويد ، پرسيدم كه به چه عمل به اين مرتبه رسيدى ، گفت و اللّه نرسيدم مگر به دوستى على . تا اينجا كلام صاحب محرق است 18 با اخبار ديگر ، اعلى اللّه مقامه . و من مىگويم بس است در مطلب حديث حبّ علىّ حسنة لا تضرّ معها سيّئة . 19 فضيل بن يسار به صادق ( ع ) عرض كرد انّ الحبّ و البغض من الايمان ، فرمود و هل الايمان الّا الحبّ و البغض ؟ 20 حضرت باقر ( ع ) فرمود و هل الدّين الّا الحبّ الا ترى الى قوله تعالى « قل ان كنتم تحبّون اللّه . . . » الى ان قال ( ع ) الدّين هو الحبّ و الحبّ هو الدّين 21 و ايضا فرمود احبب محبّ آل محمّد ( ص ) و ان كان فاسقا زانيا و ابغض مبغض آل محمّد و ان كان صوّاما قوّاما . 22 و اين اخبار با اخبار ديگر در كتاب امر به معروف وسائل است . و صادق ( ع ) فرمود لو انّ رجلا تولّى حجرا لحشره اللّه تعالى معه يوم القيمة . 23 و در حديث است المرء مع من احبّ 24 و نفرمود هل الدّين الّا المعرفة يا المرء مع من عرف . و ايضا دشمن دشمن را مىشناسد و اين معرفت جز بعد و عذاب نياورد . آيا شيطان رجيم و فرعون لعين و قارون و امثال ايشان به قدر عوام الناس معرفت به خدا نداشتند با آنكه فرمود و جحدوا بها و استيقنتها انفسهم ظلما و علوّا . 25 پس معلوم شد كه معرفت مطلق ، هم لازمهء دوستى است و هم لازمهء دشمنى و قدر مشترك هر دو است . حال اشاره نمائيم به برهان بديهى ، بعون اللّه . گوئيم هيچ ذى شعورى را شك و شبهه نيست كه مستحق احسان و التفات نيست مگر محب و دوست ، و محب و دوست نيست مگر مستحق احسان و التفات ، و محبت علت تامه است از براى استحقاق احسان و جزاى خير اگر چه دوست نادان باشد و تو را چنان كه بايد نشناسد . و ايضا احدى را شك نيست كه مستحق عذاب و عقاب و غضب نيست مگر دشمن ، و دشمن نيست مگر مستحق عذاب و عقاب ، و دشمنى علت تامه است از براى استحقاق عذاب و جزاى بد اگر چه بسيار نيك شناسد و عارف باشد ، بلكه هر چه دشمن تو را بهتر شناسد بيشتر مستحق عقاب باشد . آيا ممكن است كه هيچ جاهلى و حيوانى و طفلى دشمن را